» امام جواد چگونه خلیفه عباسی را رسوا کردند؟
» ۱۳٩٤/٢/۸
» پیام به جوانان اروپا و آمریکای شمالی
» بیانات آیت الله العظمی بهجت درباره شهید میرزاکوچک
» گریان حسین
» بابا می‌خندد تا آب در دل فرزندانش تکان نخورد...
» علت ملقب شدن حضرت معصومه(س) به کریمه اهل بیت
» خطبه امام علی پس از جنگ جمل درباره دنیا
» آیا امام علی (ع) قرآن به سر می‌گرفتند و دعا می‌کردند؟
» کودکى در مکتب وحی
درباره ما

نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

.

ذکر ایام
استخاره با قران 
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
»
موضوعات مطالب
» حضرت زهرا(س)(۱٧)
» حضرت معصومه (س)(۱٠)
» امام حسین(ع)(۱٠)
» ایت الله بهجت(٩)
» امام خمینی(٧)
» امام خامنه ای(٧)
» امام رضا (ع)(٧)
» رهبری(٦)
» امام علی (ع)(٦)
» امام زمان (عج)(٦)
» نوروز(٥)
» حضرت زینب(٥)
» شهید(٤)
» رمضان(٤)
» امام سجاد (ع)(٤)
» امام حسن عسکری(۳)
» امام جواد (ع)(۳)
» پیامبر(۳)
» امام حسن(ع)(۳)
» شعر(۳)
» اربعین(۳)
» پایگاه عرفان(۳)
» حضرت عباس (ع)(۳)
» امام هادی (ع)(٢)
» حضرت مهدی (عج)(٢)
» ثواب گریه(٢)
» حضرت محمد (ص)(٢)
» خرمشهر(٢)
» امام شناسی(٢)
» امام رضا(٢)
» امام صادق (ع)(٢)
» بهائیت(٢)
» اشعار(۱)
» مسجد(۱)
» علما(۱)
» نوح(۱)
» روضه(۱)
» تقویم(۱)
» اهل سنت(۱)
» ادم(۱)
» پرسش و پاسخ(۱)
» قران(۱)
» وهابیت(۱)
» مباهله(۱)
» سلیمان(۱)
» 22 بهمن(۱)
» دهه فجر(۱)
» حدیث(۱)
» بحرطویل در وصف حضرت قمربنی هاشم(۱)
» حضرت ام البنین (ع)(۱)
» دوطفلان حضرت زینب (س)(۱)
» حضرت عبدالله ابن الحسن(۱)
» حضرت نجمه (ع)(۱)
» مادر امام رضا و حضرت معصومه(۱)
» امام باقر (ع)(۱)
» حضرت عبدالعظیم حسنی(۱)
» شهدای کربلا(۱)
» حضرت رقیه (س)(۱)
» سبک زندگی(۱)
» علامه امینی(۱)
» امام موسی کاظم(۱)
» حضرت خدیجه (س)(۱)
» شهید شیرودی(۱)
» حضرت علی اکبر(ع)(۱)
» متمهدیان و مدعیان مهدویت(۱)
» میرزاکوچک(۱)
» حضرت علی اصغر(ع)(۱)
» حضرت قاسم(۱)
امام جواد چگونه خلیفه عباسی را رسوا کردند؟
+ نویسنده مرتضی مشکین در ۱۳٩٤/٢/۱٠ | نظرات ()

 

 

رحوم راوندى و دیگر بزرگان داستانی از برنامه متعصم عباسی برای تخریب امام جواد (ع)حکایت کرده‌اند که روزى از روزها معتصم عباسی تعدادى از اطرافیان و وزیران خود را احضار کرد و در جمع آن ها اظهار داشت:
باید امروز شهادت و گواهى دهید که ابوجعفر، محمد بن علی بن موسى الرّضا امام جواد(ع) تصمیم شورش و قیام علیه حکومت من را دارد؛ و در این رابطه باید نامه‌هایی با مهر و امضاء تنظیم کنید.
پس از آن ، دستور داد تا حضرت جوادالائمه علیه‌السلام را احضار نمایند، و چون حضرت وارد مجلس خلیفه گردید، معتصم آن حضرت را مخاطب قرار داد و گفت : شنیده‌ام می‌خواهی علیه حکومت من قیام و شورش کنى ؟ امام علیه‌السلام فرمود: به خدا قسم ، چنین کارى نکرده‌ام و قصد آن را هم نداشته‌ام .
معتصم گفت : خیر، بلکه فلانى و فلانى و فلانى بر این کار شاهد و گواه هستند، و سپس آن افراد را در مجلس احضار کرد و آن ها – به دروغ شهادت دادند و – گفتند: بلى ، صحیح است ، اى خلیفه ! ما شهادت می‌دهیم که محمد جواد(ع) تصمیم چنین کارى را دارد و این هم تعدادى نامه است که از دست بعضى دوستانش گرفته‌ایم .
در این هنگام حضرت دست‌های مبارک خود را به سوى آسمان بلند نمود و اظهار داشت : خداوندا، اگر آن ها دروغ می‌گویند، هم اینک هلاک و نابودشان گردان .
در همین حال تمام افراد متوجّه شدند که ناگهان دیوارها و سقف به لرزه در آمد؛ و هرکس که از جاى خود حرکت می‌کرد، بر زمین می‌افتاد.
معتصم تا چنین حادثه خطرناکى را دید، گفت : یا ابن رسول‌الله ! من از آنچه انجام داده‌ام ، پشیمان هستم و توبه می‌کنم ، دعا کن خداوند این خطر را از ما برطرف گرداند.
آن گاه امام (ع) اظهار نمود: خداوندا، این ساختمان و زمین را بر آن ها ساکن و آرام گردان ، خدایا تو خود بهتر می‌دانی که آنان دشمن تو و دشمن من می‌باشند. پس ساختمان آرام گرفت و خطر برطرف شد.

پی نوشت:
الخرایج والجرایح : ج ۲، ص ۶۷۰، ح ۱۸، إ ثبات الهداه : ج ۳، ص ۳۴۰، ح ۳۳٫
 منبع:جام



برچسب‌ها: امام جواد (ع)
 
+ نویسنده مرتضی مشکین در ۱۳٩٤/٢/۸ | نظرات ()

همرزم چمران

شهید قربان شیروی هم که دوشا دوش دکتر مصطفی چمران، شهر به شهر کردستان را زیر پا گذاشت و چنان با خاک کردستان مانوس شده بود که او را نقشه کامل کردستان می‎نامیدند. شهید شیرودی در در روستای «شیرو محله»در شمال کشور دیده به جهان گشود.

روستای شیرود جهانی شد

کودکی روستایی که رشادت و جانفشانی‌اش باعث شد که نام شیرود روستایی در مرز مازندران جهانی شود و همه این روستا را به نام خلبان شهید شیرودی می‌شناسند.
جوان روستایی که از فرمان رئیس جمهور به دلیل حفظ خاک کشور سرپیچی کرده و بعد‌ها همین رئیس جمهور وقتی دید که آبرویش در خطر است خواست به وی نزدیک شود دست رد به سینه او زده و به رئیس جمهور وقت بنی‌صدر تذکر داد که برای حفظ خاک کشور کارشکنی را کنار گذاشته و بگذارد که رزمندگان آن‌طور که دل‌شان می‌خواهد با دشمنان مبارزه کنند.

ماجرای نافرمانی از بنی‌صدر

ماجرای نافرمانی شهید شیرودی از بنی‌صدر شهره خاص و عام شد ماجرا از این قرار بود بنی‌صدر که چندان علاقه به پیروزی انقلاب اسلامی در جنگ نداشت و نیروی دست پرورده آمریکا و ایادی آنها در کشور بود در ابتدای جنگ دستور داده بود پادگان‌های کشور تخلیه شده و انبار مهمات پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود.
شهید شیرودی که این دستور بنی‌صدر را به ضرر و مصلحت ایران می‌دانست از دستورش سرپیچی کرده و به همراه دو خلبان همفکر خودش و با بالگردی که در اختیار داشتند از فرمان بنی‌صدر سرپیچی کرده و مسئولیت تمرد از دستور را شخصا پذیرفت.
شهید شیرودی در طول این مدت ۱۲ ساعت پرواز داشت و به عنوان تنها موشک‌انداز جلوتر از دو خلبان دیگر به اهداف دشمن حمله برد و موفقیت‌های زیاد کسب کرد.

دست به دامانی بنی‌صدر به شهید شیرودی


بنی‌صدر که انتظار این موفقیت این خلبان نام‌آور کشور را نداشت، تلاش کرد که خودش را به شهید شیرودی نزدیک کند و به نوعی از این خلبان برجسته کشور و نظام دلجویی کند، به شهید شیرودی پیشنهاد ترفیع درجه داد.
شهید شیرودی درخواست درجه تشویقی بنی‌صدر را نپذیرفت و دوباره حفظ منافع کشور را به منافع شخصی ترجیح داد و به رئیس جمهور وقت اعلام کرد که دست از کارشکنی بر ضد نظام بردارد.

سابقه پروازی شهید شیرودی

شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از ۴۰ بار سانحه و بیش از ۳۰۰ مورد اصابت گلوله به بالگردش ولی باز سرسختانه می‌جنگید.

دلگویه شهید شیرودی

عاشق پرواز بود،به شوق پرواز و رسیدن به معشوق از جان مایه می‌گذاشت،زمانی که به ماموریت فرا خوانده می‌شد خودش را در کمال خوشبختی می‌دید در نوشته‌هایش بهترین زمان عمرش را دوران پرواز اعلام کرده بود.
وقتی که پرواز می کنم حالتی دارم همانند یک نفر عاشق که به طرف معشوق خود می‌رود، هر لحظه فکر می‌کنم که به معشوق خودم نزدیک‌تر می‌شوم و به آن آرزوی قلبی که دارم می‌رسم ولی وقتی برمی‌گردم هرچند که پروازم موفقیت‌آمیز بوده باشد باز مقداری غمگین هستم چون احساس می‌کنم هنوز آن‌طوری‌که باید خالص نشدم تا مورد قبول دعوت خدا قرار بگیرم.

آخرین پرواز در دنیای خاکی
شیرودی سرانجام در هشتم اردیبهشت سال ۶۰ پس از انجام مأموریت خود در منطقه بازی دراز و شکست سنگین دشمن به درجه رفیع شهادت نائل آمد، پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای شیرود به خاک سپرده شد.

شادی روح شهدا و امام شهیدان صلوات



برچسب‌ها: شهید شیرودی
پیام به جوانان اروپا و آمریکای شمالی
+ نویسنده مرتضی مشکین در ۱۳٩۳/۱۱/٧ | نظرات ()

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱



برچسب‌ها: امام خامنه ای
بیانات آیت الله العظمی بهجت درباره شهید میرزاکوچک
+ نویسنده مرتضی مشکین در ۱۳٩۳/٩/۱۱ | نظرات ()

[آیت الله بهجت] فرمودند: برای آقای خمینی نقل کردم از شخصی که حضور داشته در جلسه ای که سفیر انگلیس، نزد میرزا کوچک خان بوده و می خواسته [میرزا] با آنها همکاری کند او را به حکومت برسانند. [یعنی سفیر انگلیس از میرزا خواسته که با آنها (انگلیسی ها) همکاری کند تا آنها او را به حکومت برسانند.] میرزا می گوید: حکومتی که شالوده اش را شما بریزید، پایدار نمی ماند. آقای خمینی از این سخن میرزا، خوشش آمد.

سفیر انگلیس گفت: ما طمع ارضی در کشور شما نداریم؛ ولی طمع در منافع داریم. اگر قبول نکردی، دیگری را که رذل ترینِ مردم است، بر شما مسلّط می کنیم. او ادامه داد: تا چند روز دیگر. من در کرمانشاه، و بعد، در بصره و بعد در هندوستان هستم. تا چهارده روز، وقت دارید پاسخ بدهید، تا کار را به دست شما بدهیم.

دیگری نقل کرد از فرمانداری که با میرزا ارتباط داشته، که بعد از این ماجرا، میرزا را می بیند. میرزا گریه می کند و می گوید: کدام شیر ناپاک خورده ای را برای حکومت ایران پیدا می کنند؟ (1)


 [آیت الله بهجت] فرمودند: «نماینده انگلیس به میرزا کوچک خان می گوید: دولت انگلیس، طمع ارضی در ایران ندارد؛ ولی منافعی دارد که نمی تواند چشم پوشی کند. اگر آماده ای منافع انگلیس را تأمین کنی، سلطنت کن. [ولی میرزا] قبول نکرد.

[آن نماینده] گفت: می می روم کجا و کجا و چهارده روز هم در کلکته هستم. فکر کن. اگر رأیت عوض شد، به من اطلاع بده. اگر قبول نکردی، انگلیس، دست بردار نیست. رذل ترینِ مردم را مسلّط بر مردم ایران می کند.

میرزا پس از رفتن وی، [به شخصی که آن جا بود]، گفت: [تا] کدام شیر پاک نخورده ای را گیر بیاورند و این معاهده را با او انجام دهند.» (2)

 

منبع:

1-زمزم عرفان یادنامه فقیه عارف حضرت آیت الله بهجت، محمد محمدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، دوم، 1389 ش، ص 377- 378.  تاریخ بیانات10 آذر 1384 ش - 28 شوال 1426 ق.

2- همان، ص 387.  تاریخ بیانات 17 آبان 1386 ش- 26 شوال 1428 ق.



برچسب‌ها: میرزاکوچک, ایت الله بهجت
گریان حسین
+ نویسنده مرتضی مشکین در ۱۳٩۳/۸/۱٩ | نظرات ()

قالَ رسولُ اللّه صلّى اللّه علیه و آله:
یا فاطِمَةُ! کُلُّ عَیْنٍ باکِیَهٌ یَوْمَ الْقیامَةِ اِلاّ عَیْنٌ بَکَتْ عَلى مُصابِ الْحُسَینِ فَاِنِّها ضاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعیمِ الْجَنّةِ.


پیامبر اکرم(ص) فرمود:
فاطمه جان !روز قیامت هر چشمى گریان است ؛ مگر چشمى که در مصیبت و عزاى حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهاى بهشتى مژده داده مى شود.

پی نوشت:

بحارالانوار، ج 44، ص 293

 

 



برچسب‌ها: امام حسین(ع)
بابا می‌خندد تا آب در دل فرزندانش تکان نخورد...
+ نویسنده مرتضی مشکین در ۱۳٩۳/٦/٢٠ | نظرات ()

بس که عادت کرده‌ام بر قامت استاده‌ات...

روی تختی و همین عکس تو ما را می‌کشد... 

می‌دانم که خوبید خدا رو شکر ولی ...

چشمانم توان دیدنتان در بستر را ندارد...

می‌د‌انم که خوبید خدا رو شکر ولی...

عادت کرده‌ایم به ایستادن با شکوهتان ...

می‌دانم که خوبید خدا رو شکر ولی...

پدر هستید و تکیه گاه یک امت


بابا می‌خندد تا آب در دل فرزندانش تکان نخورد...



برچسب‌ها: امام خامنه ای
علت ملقب شدن حضرت معصومه(س) به کریمه اهل بیت
+ نویسنده مرتضی مشکین در ۱۳٩۳/٦/٦ | نظرات ()

یکی از القاب حضرت معصومه « کریمه اهل بیت» است. داستان این نام بسیار خواندنی است. این لقب بر اساس رؤیاى صادقانه یکى از بزرگان، از سوى اهل بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رؤیاى صادقانه بدین شرح است :
مرحوم آیت اللّه سیّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیت اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه مند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و یا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ایشان فرمودند:
«عَلَیْکَ بِکَرِیمَةِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ»
یعنى به دامان کریمه اهل بیت چنگ بزن .
ایشان به گمان اینکه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض کرد:
«قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.»
امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است..» سپس افزود:«به دلیل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا(س) پنهان بماند; از این رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شریف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»
مرحوم مرعشى نجفى هنگامى که از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زیارت حضرت معصومه (س) رهسپار ایران شود. وى بى درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زیارت کریمه اهل بیت ترک کرد.

کریمه اهل بیت، ص۴٣، با تلخیص و تصرّف



برچسب‌ها: حضرت معصومه (س)
خطبه امام علی پس از جنگ جمل درباره دنیا
+ نویسنده مرتضی مشکین در ۱۳٩۳/٤/٢٩ | نظرات ()

ـمِن خُطبَةٍ لَهُ بَعدَ حَربِ الجَمَلِ ـ: إنَّ الدُّنیا حُلوَةٌ خَضِرَةٌ ، تَفتِنُ النّاسَ بِالشَّهَواتِ وتُزَیِّنُ لَهُم بِعاجِلِها ، وَأیمُ اللّه‏ِ إنَّها لَتَغُرُّ مَن أمَّلَها وتُخلِفُ مَن رَجاها.

امیرالمومنین امام على علیه‌‏السلام در سخنرانى‏‌شان پس از جنگ جَمَل: دنیا، شیرین و سرسبز است؛ مردم را با خواسته‏‌هاى نفسانى مى‏‌فریبد و زندگى این جهانى را در چشم آنان، زیبا مى‏‌نماید.
به خدا سوگند که دنیا، آرزومندان خود را گول مى‌‏زند و امیدوارانش را مأیوس مى‏‌کند.

پی نوشت:

«اصول کافی، جلد 8 صفحه 256»

 منبع:مشرق



برچسب‌ها: امام علی (ع)
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...