حکایتی از مقام سکوت‏

زمانى که فرزندان آدم و فرزندان فرزندانش زیاد شدند در کنار او با هم سخن می‏گفتند ولى آدم ساکت بود،

به او گفتند؛ پدر چرا سخن نمی‏گویى،

پاسخ داد: فرزندانم زمانى که‏ خداوند بزرگ مرا از جوار رحمتش اخراج کرد با من قرارداد بست در زندگى دنیا سخن کم بگو تا به جوارم بازگردى...

/ 3 نظر / 14 بازدید
العبد

سلام یه اوهومی یه آهانی آخه پست میذارید و خبر نمی کنید؟ ذکر خیرتون بود , راضی هستید دیگه انشاالله؟ حرف کم زدن واقعا سخته , ولی بی نظیره سر نمی زنید به ما , منتظریم یا علی

محمد حسین عباسی

سر نمیزنیدا! راستی یه مدته دوباره پست کم میذارید یه یادی از فقر فققرا هم بکنید التماس دعا یاعلی

العبد

سلام بر آقا مرتضی , عزیز دل ما آقا دعوا دعوای دیگه البته شما جای استاد و بزرگ مارو دارید بگید , میگیم چشم ممنون خیلی لطف هاتون بزرگه یا علی