ماجرای پیغامی که آیت الله مجتهدی به امام رضا(ع) رساند

سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی به یادگار مانده است که هر چند وقت یک بار پای آن نشستن دل را صیغل می دهد،به طوری که حتی هم ‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.


 حاج علی تک تک در محل ما، پهلوان بود. هشتاد-نود سال هم عمر کرد. زورخانه اش الآن هم هست. می آمد اینجا برای نماز. تک تک به او می‌گفتند، چون چاق بود؛ وقتی راه می رفت مثل ساعت تک تک می‌کرد. خودش به خودش می گفت: داش علی. خدا بیامرزدش. خیلی علاقه به من داشت. دو سه دفعه هم در خانه کلّه پاچه درست کرد، ما را دعوت کرد.

 یک دفعه من می خواستم بروم مشهد، مرا دید. گفت: می خواهی بروی مشهد؟ گفتم : بله . گفت: آنجا که می روی به امام رضا (ع) بگو: داش علی یک چیزی در گوش من گفت، نفهمیدم چه گفت.

ما هم رفتیم. آنجا در حرم داشتم زیارت نامه می خواندم، یک دفعه یاد پیغام این پهلوان افتادم. به امام رضا(ع) گفتم: داش علی، تهران، یک چیزی در گوش من گفت، من نفهمیدم چه گفت. همین! آمدیم دیدیم کارش درست شده. [دلش] بی سیم کار می‌کرد. داش ها عقیده داشتند.

 چون عقیده داشتند با همان عقیده بی سیم تماس می‌گرفتند. من عین جمله را گفتم: داش علی یک چیزی در گوش من گفت، نفهمیدم چه گفت. کارش درست شد. پهلوان بود. وقتی نرمش شنا می رفت، همین طور علی علی می گفت، اشکش اینقدر می آمد که من شنیدم کف زورخانه اشکش جاری می شد.

/ 1 نظر / 9 بازدید
رقــیـــه یـــون(وبلاگ حضرت رقیه)

سلام. آماده ای برای حضرت رقیه(سلام الله علیها) یه کاری کنی؟ اگر می خواهی نوکری کنی برای حضرت رقیه (سلام الله علیها) به وبلاگ رقــیــه یـــون بیا و متنی که با نام جمله ی بالا قرار گرفته رو با دقت بخون. جهت همکاری با رقـــیـــه یــــون اگر امکانش هست این اطلاعیه را از طرف وبلاگ رقـــیـــه یـــون به دوستان خود نیز ارسال کنید تا آنها هم در این امر خیر سهیم باشند. آدرس وبلاگ رقـــیــــــه یــــون: www.Roghayeheyoon3.blogfa.com یارقیه...