متمهدیان و مدعیان مهدویت (1)

از این رو باید مدعیان دروغین و نسبت‏هاى دروغى که به امام زمان یا غیر او داده شده، بیان شود و براى پیشگیرى از فریب خوردن مردم، علاوه بر توصیف حضرت ولى عصر(عج) به اسم و رسم خود و پدرانش و خصوصیات شکل و اندامش، نشانه‏ هایى هم براى ظهور آن حضرت ذکر شود؛ تا عده‏اى با اغراض متفاوت مدعى این امر مهم نشوند.

فریب جلوه سالوسیان مخور، کاین قوم 

امیدشان به خدا نه، به سیم و زر بسته است

به رغم داعیه‏داران غیب و کشف و شهود  

خُمى که مخزن سِرِّ خداست، سربسته است(4)

هدف نگارنده این پژوهش، اثبات اصالت و حقانیت مهدویت از نگاه امامیه است. بر همین اساس، به معرفى متمهدیان و مدعیان مهدویت مى ‏پردازیم؛ تا ضمن برداشتن گامى مؤثر در راستاى آن هدف، چهره منجى واقعى، که بشر از روزگاران کهن در انتظار اوست، شناخته شود. آنچه این نوشتار در صدد بیان آن مى‏باشد، چند امر است:

اول: قائم همان مهدى (عج) است.

دوم: او آخرین حلقه از معصومین(ع) است.

سوم: فرزند امام حسن عسکرى(ع) است.

چهارم: خروج او بعد از دو غیبت صغرا و کبرا مى ‏باشد.

این مطالب با صراحت در روایات ائمه(ع) پیش از امام صادق(ع) نقل شده است.(5)

پنجم: هیچ یک از نشانه‏ هاى ظهور امام مهدى(عج) در زمان حیات افراد مدعى مهدویت رخ نداده است.(6)

ششم: همگى این افراد از دنیا رفته ‏اند.(7)

هفتم: هیچ یک از ایشان در آخرالزمان به سر نبرده ‏اند؛ در حالى که فرا رسیدن آخرالزمان، شرط ظهور امام مهدى (عج) است.(8)

هشتم: هیچ کس ندیده که آنان زمین را پر از عدل و داد کنند؛ چنان که از ستم و جور پر شده باشد.(9)

انگیزه‏ هاى مدعیان:

اصولاً اعتقاد به ابر مرد نجات دهنده بشر، عقیده‏اى دیرین است. ملت‏هاى مظلوم و اقوام ستمدیده، که توان انتقام‏جویى و تلافى مظالم ستمکاران را نداشتند، در ضمیر ناخود آگاه خود، همواره یک رهاننده و نجات دهنده را مى‏ جستند؛ تا روزى به پاخیزد و ظالمان و بیدادگران را از میان بردارد و جهان را پر از عدل و داد کند.

هر قوم و ملتى که بیشتر تحت فشار ظلم و ستم قرار گیرد، عقیده به مهدى و نجات دهنده در وى راسختر مى‏ گردد.

کسانى که با این انگیزه ادعاى مهدویت نموده ‏اند، شاید قصد سوئى هم نداشته‏ اند؛ بلکه مى‏ خواستند به این وسیله از ستمکاران انتقام گیرند و اوضاع ملت خویش را اصلاح نمایند.

مشکل این گروه این است که صبر و تحمل ندارند، تا مهدى حقیقى ظهور کند؛ از این رو دنبال منجى مى‏ گردند و عده‏اى هم از این مسئله استفاده مى ‏کنند و با کمک دیگران، براى رسیدن به هدف خود، مدعى مهدویت مى ‏شوند؛ مثل گروه‏ها و فرقه‏ هایى که در شمال آفریقا به وجود آمدند؛ که به تفصیل هر کدام را معرفى خواهیم کرد.

گاهى برخى از عوام هم از روى دشمنى، به رویارویى اسلام برخواسته و با ایجاد هرج و مرج و سوء استفاده از اوضاع پریشان، تکیه بر کرسى ریاست زده ‏اند. اینان گاهى آلت دست استعمارگران خارجى و عامل اجراى اهداف شوم آنها مى‏ شوند و ضمن خوش خدمتى به آنها، خودشان هم با جمع کردن مریدانى، با اعتقادات خاص، مدعى مهدویت و الوهیت مى ‏شوند؛ مانند بابیه، بهائیه و قادیانیه. این گروه با سیاست گام به گام، ابتدا ادعاى بابیت از ناحیه مهدى حقیقى کرده و بعد از این که مریدانى به دست آورده ‏اند، ادعاى مهدویت را مطرح و گسترش داده‏اند.

برخى به هواى ریاست، از طریق سوء استفاده از احادیث مربوط به مهدى موعود(عج) و تحریف آنها و فریب دادن افراد ساده لوح، مدعى مهدویت و مقام امامت شده و از جهل عوام و نادانى مردم ظاهربین و بى ‏بصیرت، براى جاه‏ طلبى و دنیاپرستى خود و رسیدن به هدف عادى و دنیوى خود، از عقاید پاک و بى ‏آلایش مردم بهره ‏بردارى نموده‏ اند و باعث تفرقه، جدایى و انحراف مردم از اسلام شده‏ اند، مانند فرقه کیسانیه.

گروهى هم که درست مطالب مهدویت براى آنها هضم نشده، به سوى عده‏ایى مى‏ رفتند که حتى خودشان هم ادعاى مهدویت نداشته‏ اند و از این ادعا بیزارى مى ‏جستند؛ ولى با همه این اوصاف، گروهى از روى نادانى، به خاطر شدت گرفتارى یا با انگیزه غلو و شاید هم با عجله، مى‏ گفتند او امام مهدى مى‏ باشد؛ مثل فرقه سبائیه و برخى فرقه‏ هاى دیگر، که هر امام شیعى، در زندگى یا مرگ، از نظر یکى از فرقه‏ هاى شیعى مهدى تلقى گردید و در مورد مرگ او گفته ‏اند که دوباره باز خواهد گشت.

در مجموع، علل ادعاى دروغین مهدویت را مى ‏شود در چهار عنوان بیان کرد:

الف) سوء استفاده از شرایط به وجود آمده در عصر خفقان؛

مردمى که تحت فشار حکومتى ظالم بوده ‏اند، به مجرّد نغمه‏اى با عنوان مهدویت، با آن هم‏ساز شده و بدون تحقیق، شتابان مى ‏پذیرفتند. در این صورت، مدعى مهدویت، با استفاده ابزارى از نیاز مردم، پى اهداف دنیوى خود حرکت مى‏کند.

ب) کسب پیروزى بر دشمنان؛

گروهى هم با سعى و تلاش و ایجاد امید به پیروزى در پیروان خود و تقویت روحیه آنان و تکیه بر روایاتى که مى ‏گوید: مهدى جهان را از عدل و داد پر مى‏ کند، مدعى این مقام مهم مى‏شدند.

ج) کسب منافع مادى؛

عده‏اى با ادعاى مهدویت، در پى جمع ‏آورى اموال مسلمین از بیت ‏المال بودند.

د) پشتیبانى برخى قدرتها از چنین ادعاهایى؛

حکومتها مدعى مى ‏شدند که او مهدى است؛ آن وقت مهدى دروغین را مى ‏کشتند و اعلام می‏کردند که مهدى از بین رفته و رفع نگرانى شده و دیگر خطرى حکومت را تهدید نمى‏ کند.(10)

حال با توجه به عوامل و انگیزه‏ هاى یاد شده، در این پژوهش، گروه‏ها یا فرقه‏ هایى که مهدویت را به دروغ به یک امام یا غیر امام نسبت داده ‏اند؛ یا خود مدعى مهدویت شده ‏اند را نقد و بررسى مى ‏کنیم. این گروه‏ها را با توجه به ترتیب زمانى، به دو بخش تقسیم مى ‏کنیم.

بخش اول، فرقه ‏ها یا گروه‏ هایى که قبل از امامت حضرت ولى عصر(عج) مدعى مهدویت شده‏ اند؛

بخش دوم، مدعیان و متمهدیان بعد از امامت حضرت ولى عصر(عج)؛

گرچه هر کدام از این گروه‏ها به تفصیل در کتب ادیان و مذاهب یا کتابهاى رجالى و تاریخى مورد بررسى قرار گرفته‏ اند؛ ولى به صورت دسته‏ بندى شده و یکجا مورد ارزیابى قرار نگرفته ‏اند. در این نوشته، این فرقه ‏ها با توجه به نگاه تاریخى دسته بندى و مورد بررسى قرار گرفته است.

ان شاءا... با معرفى این مدعیان فریبکار و فرقه‏ هاى دروغین مهدویت، مهدى موعود(عج) اصلى شناخته شود و سره از ناسره تفکیک شده و امامیه از تهمت ها و افتراها مبرا گردد.

**************

پی نوشت :

1. اصول مذهب‏الشیعة الامامیة الاثنى عشریة عرضٌ و نقدٌ، دکتر قفارى، انتشارات دارالرضا، سه جلدى، جلد 2، ص 1123 - 999.

2. تاریخ عصر غیبت، مسعود پور سید آقایى و دیگران، ص 406، چاپ اول، 1379، انتشارات حضور، قم.

3. او خواهد آمد، على‏اکبر مهدى‏پور، ص 139، ویرایش دوم، چاپ دهم، پاییز 1379، انتشارات رسالت.

4. سیماى مهدى موعود(عج) در آیینه شعر فارسى، استاد محمدعلى مجاهدى، ص 256، چاپ اول، انتشارات جمکران، زمستان 1380.

5. این روایات در کتاب منتخب الأثر فى الامام الثانى عشر، تألیف آیت‏ا... لطف‏ا... صافى گلپایگانى، فصل اول، باب 4، ص 97، تحت عنوان «الائمة اثنا عشر اولهم على(ع) و آخرهم المهدى(ع)» و باب 5، ص 103، تحت عنوان «والائمة اثناعشر و آخرهم مهدى» آمده است. (انتشارات معصومیه، چاپ دوم، 1421 ق).

6. در انتظار ققنوس، سیدثامر العمیدى، ترجمه و تحقیق مهدى على‏زاده، ص 216، انتشارات مؤسسه امام خمینى(ره)، چاپ اول، زمستان 1379.

7. همان.

8. همان.

9. مهدى منتظر در اندیشه اسلامى، سید ثامر العمیدى، ترجمه محمدباقر محبوب القلوب ص 331، چاپ دهم 1380 پائیز، انتشارات جمکران.

10. غالیان، نعمت‏ا... صفرى فروشانى، ص 227-226 (با کمى تغییر)، انتشارات بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى، آستان قدس رضوى، چاپ اول، 1378.

مقاله از جناب اقای محمدرضا نصورى

/ 0 نظر / 10 بازدید