طبیب دوار

یکی از مسائلی که به ما انسان ها کمک می کند تا در شرایط مختلف، راحت تر زندگی بکنیم این است که ما قوانین حاکم بر آن موقعیت را بدانیم.فرض کنید کسی با اتومبیل وارد یک اتوبان شده است و می داند که میزان سرعت مجاز در این اتوبان چقدر است و باید با چه سرعتی رانندگی کند ،اما شخصی که نمیداند باید با چه سرعتی برود ،موقعی که بیشتر از حد معین شده رانندگی می کند پلیس آنرا جریمه می کند،به علت اینکه از قوانین مقدار سرعت در اتوبان اطلاعی نداشته است.انسان با رعایت کردن قوانین ،سختی می بیند و مقداری اذیت می شود اما پس از انجام آن قوانین یک آرامش وراحتی خوبی نصیبش می شود. حافظ در یک بیت از اشعارش می گوید:خدایا من از تو نمی خواهم که زندگیم گل و بلبلی باشد،دلم می خواهد که گاهی اوقات در زنگی سختی هایی را ببینم.

قند آمیخته با گل، نه علاج دل ماست
بوسه ای چند بیامیز به دشنامی چند

پس باید دانست که انسان اگر قواعد حاکم برآن موقعیت را بداند خیلی از مسائل برایش راحت تر می شود و چیزهایی که دیگران سخت می دانند نمی توانند انجام دهند، آن انسان قانون بلد، برایش بسیار راحت است.انسان نباید فکر کند که باید همیشه تمام خانه هایش پر بشود،گاهی اوقات باید بعضی از خانه ها در طول زندگی آدم خالی باشد.اگر بعضی خانه های زندگی انسان خالی نباشد،آدم قدرت پیشرفت و صعود ندارد».

شاگرد اول پیغمبر

حضرت علی (ع)شاگرد اول مکتب پیامبر(ص)، وهمچنین  اولین شاگرد ایشان بود.امیرالمومنین در نهج البلاغه پیغمبر را معرفی کرده است.امام علی(ع) می فرمایند:«پیامبر در این دنیا برای مردم نقش طبیب را دارند».امروزه باید مردم بروند به پیش دکتر اما رسول خدا خودش می رفت و مریضان را پیدا می کرد.پیامبر خودشان همه جا می رفتند تا درد های مردم را دوا کنند.یکی درد غیبت داشت،یکی درد دروغگویی داشت،یکی درد...،پیامبر می رفتند ودردهای آدم هاراپیدا می کردند و مرحم و دوایش را هم به آنان معرفی می کرد.پیغمبر از مکه کلی راه رفت تا به طائف برسد واین دردهارا دوا کند.از این که حضرت علی فرموده اند که پیامبر طبیب است یک نتیجه ی قانونمند می گیریم:

اگر پیامبر طبیب و دکتر ماآدم ها است پس ماها مریض و بیمار هستیم،همیشه کسی که به درد و مرضی دچار هست میرود به پیش دکتر،کسی که مریض نیست که به پزشک مراجعه نمی کند.پس معلوم میشود که ما انسان ها مریض هستیم و خدا برای ما دکتر و طبیب فرستاده است.همه عبادت های دینی برای بعضی ها حکم غذا را دارد وبرای عده ای حکم دوا را دارد.آن هایی که عبادت برایشان مثل غذا است اگر آن عمل مثل نماز را انجام ندهند کسل و مثل گل پژمرده می شوند اما برای آن عده ای که نماز برایشان حکم دوا را دارد انجام دانش برایشان تلخ و مشکل است(مثل بعضی از افرادی که خواندن نماز برایشان کار سخت و طاقت فرسایی است)»

قانون مریض و مریضخانه
گفتیم که ماها مریض هستیم و خداوند برای ما یک طبیب فرستاده است اما عرض کردم که باید ما قانون حاکم به آن موضوع را بدانیم،محدودیت یک قانونی است که باید بیمار رعایت کند.مریض شبیه به یک زندانی است و هر کاری که دلش بخواهد نمی تواند انجام دهد.وقتی کسی مریض می شود دکتر به او می گوید نباید این غذا هارا بخوری ،به سلامتی ات ضرر می رساند،یعنی دارد محدودیت ایجاد می کند.اصلا کل قانون یعنی محدودیت!
کسانی این محدودیت را رعایت می کنند که عقل داشته باشند.بچه ای که مریض شده است نفرت دارد از آمپول زدن ،در صورتی هنوز نمی فهمد که به نفع خودش است وزود تر خوب می شود.در دین اسلام هم همین طور است وقتی که خدا می گوید نماز بخوانید شاید کار سختی باشد ولی کسانی که عقل داشته باشند متوجه می شوند که چقدر انجام این عمل به سودشان است.اما زمانی که انسان این محدودیت ها و این سختی ها را تحمل کند،زمانی که خوب شود دیگر آزاد می شود،اما این آزادی در این دنیا نیست بلکه در جهان آخرت است». 

سخنرانی حاج آقا نقویان در شب 17 ربیع الاول

/ 0 نظر / 10 بازدید